صبح شد...
به نظر من تو این دنیای تنهای دیوانه همه چی تو خالیه...
آدما...رابطه ها...آینه ها...و حتی صبحی که طلوع میکنه...
صبح شد باید بیدار شیم
از اولش تکراریه
پول ندارم و حسابم مثل
وعده های تو ، توخالیه
توهم توطئه، دشمنای خیالی
دنیا به کام کیاست؟
آدمای روانی
تجارت عاطفه ، یه کار پردرآمد
میان بر معنوی ، قرص های شادی آور
مساوی تو فوتبال، بهانه رقص و آواز
یتیم خونه رو سپردن دست آدمای بچه باز
پنجره های بسته، عشق های دیجیتالی
قانون خانواده ، دخترای فراری
رسانه فرهنگی پر از پیام بازرگانی
کرامت و ارزش زن، ازدواج غیابی
آسانسور توسعه گیر کرده بین طبقات
عشق و حالش فرنگیه ، بیزینسش امارات
تعطیلی مطبوعات ، تو عصر ارتباطات
جامعه مدنی ، تو بن بست اصلاحات
ازدیاد جمعیت ، نون خور زیادی
مبارزه با فحشا ، زنای خیابانی
گفتمان فرهنگی ، مغزای فراری
کوکاکولای مشهد، تحریم اقتصادی
صبح شد باید بیدار شیم
به به هوا چه عالیه
آلودگی مجازه ، وقتی جون آدما مجانیه
میگن رفیق نا امید، بد تره از صد تا دشمن
حرف خیلی باحالیه ولی اونم یه کمی تکراریه
((کیوسک))
به امید روزای پر از نا تو خالی...

