خاتون
باز هم مادرش ٬ مادرم ٬مادری دیگر از پیشم رفت و چه رفتنی ... کاش من هم مثل او ٬مثل مادرم
و باز مثل مادرم از اینجا از این ویرانستان ٬ از این غمکده می رفتم...
وای که چقدر تنها شدیم ٬ من ٬ او و آینده وای که چقدر سخت است دوری تو ای خاتون..........
دل جای توست گر چه دل ز ما گرفته ای
ای نخل من که برگ و برت شد زدیگران
دانی کز آب دیده من پا گرفته ای ؟!
ترسم به عهد خویش نپایی و بشکنی
آن دل که از منش به تمنا گرفته ای
ای رو شنی دیده ببین اشک روشنم
تصمیم اگر به دیدن دریا گرفته ای
بگذار تا ببینمش اکنون که می رود
ای اشک از چه راه تماشا گرفته ای ؟!
خارم به دل فرو مکن ای گل به نیشخند
اکنون که روی سینه او جا گرفته ای
گویی صبور باش به هجرانم اطهری
آخر تو صبر زین دل شیدا گرفته ای...
این شعر مال یه دایی تنهای عاشقه
که شاید اونم مثله من دیوونه بود و عاشق
زنده یاد علی اطهری کرمانی
کاش یه روزی منم مثل مادرم و مثل خاتون یه مرگ زیبا داشته باشم

